ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 24080
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۱ شهریور, ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۱
  •   

    فعالیت سیاسی جوانان استان – فرصت پیشرفت یا تهدید

     

    فعالیت سیاسی جوانان استان – فرصت پیشرفت یا تهدید

     

    ایران۱۹:از زمان به روی کار آمدن دولت اعتدال و پدیدار شدن بارقه های امید در سراسر کشور باز هم این کرمانشاه است که نامش در صدر آمار منفی چشم را آزار می دهد. عدم جذب نیروهای جوان اصلاح طلب در دوایر دولتی همچون دیگر آمارهای منفی این استان نظیر بیکاری و فقر و اعتیاد و … به یکی از معضلات دردناک بدل شده است.

    در این نوشته قصد دارم تا حدودی به آسیب شناسی این موضوع بپردازم و به این سوال پاسخ بدهم که چرا فعالیت سیاسی جوانان در کرمانشاه برعکس تمام ایران به جای فرصتی برای پیشرفت اغلب تهدیدی جدی برای عمر گرانبها و تیشه ای به ریشه آرمانهای پاک و حتی بعضا امنیت جوانان است و در بهترین حالت دستکم یاس شدیدی را در دیدشان نسبت به فضای سیاسی به دنبال دارد.

     

    به باور نگارنده کلیدی ترین مانع کادرسازی برای تفکر اصلاح طلبی وجود اصلاح طلب نماهای بزدل و یا فرصت طلبی است که به نام مصلحت و به کام دلواپسان همواره به صندلی هایشان چسبیده و بر معادلات سیاسی استان اثرگذار هستند. این دست افراد نه تنها دائما خودشان در دولت دارای منصب و مقام هستند و صندلی های جوانان شایسته در اشغالشان هست بلکه در مواردی جوانانی را که برای مسیر اصلاح هزینه کرده اند و با صداقت و صراحت لهجه بیشتری مواضعشان را مطرح میکنند برچسب های حساسیت بر انگیز می زنند تا بدینگونه  آنان را از دایره قدرت دور کنند.احساس خطر نمودن از دست دادن صندلی یا طمع مال ،عقد اخوتشان با برادران دلواپس را سخت محکم کردند. جز در موارد معدود که نظارت نهادهای دولتی بالادستی بر کار آنان جاری میگردد همواره مستقیم یا غیرمستقیم در راستای منافع جناح مقابل می کوشند و به آنان خوش خدمتی می کنند. حال تصور کنید احیانا روزی چرخ روزگار کمی به کام اصلاحات بگردد و مدیری خردمند و شایسته پشت میزی بنشیند و بخواهد در راه اصلاحات خدمت کند و به تبع آن جوانان اصلاح طلب را به جایگاه درخور برساند،اینان به سرعت فراموش میکنند که بر سر چه سفره ای نان می خورند و به نام مصلحت با تمام وجودشان در مقابل آن می ایستند. در این میان نقش سالخوردگان ساده دل را نباید فراموش کرد که با غروری کاذب و بدون توصیه و گاها خواهش های اطرافیان هر بار پای میز مذاکره ای می نشینند که ولو با نیت خوب، شکست محتوم سهم جناح خودی خواهد بود.

     

    از سوی دیگر محور فلسفه وجود مدیران دوزیست در دستگاههای دولتی که در حال حاضر دغدغه ذهن اکثریت اصلاح طلبان استان است خود وابسته به حضور همین بزدل ها و فرصت طلبان در عرصه سیاست استان است که هرروز و هر ساعت در حال خیانت به آرایی هستند که پشتوانه اینان برای نشستن بر این صندلی های موقتی است. نقش این افراد در کمرنگ نمودن مرزهای میان نیروهای دوزیست و اصلاح طلبان اصیل و نیز ابقا یا انتصاب و یا حتی بعضا ارتقا دوزیست ها انکار ناپذیر است و نه تنها با دادن آدرس های غلط حامیان جریان اصلاحات را دچار خطا نموده و ایشان را به اشتباه می اندازند و مدام توازن زمانی چراغ های سبز و قرمز را به هم میریزند.

    قسمت غم انگیز ماجرا آن است که گستره دید سیاسی این نان به نرخ روز خوران به نوک دماغهایشان محدود می گردد زیرا که این نکته ساده را فراموش می کنند که اگر دلواپسان بر سر کار باشند برخلاف اصلاح طلبان نسبت به دوستان خودشان وفادار هستند و از طرفی دچار قحط الرجال نیستند که نگرانی بابت حضور این چاکران همیشگیشان داشته باشند ، بدون شک قدرت نکته سنجی و شم سیاسی این قبیل افراد از مدیران دو زیست که مدیون حضور اینان هستند پایین‌تر است.

    قربانیان اصلی این معادلات مخرب جوانان بی نوایی هستند که به هزار امید و آرزو برای بهبودی آینده استان و کشور و البته آینده سیاسی و شغلی خود پا به عرصه سیاست گذاشته و از بن جان مایه می گذارند تا شاید گره ای از گره های بی شمار باز کنند.اما در گیر و دار این چرخ دنده های زنگ زده له می شوند و بر دو راهی قرار می گیرند که یا پا روی منش و اخلاقیاتشان بگذارند و به کمی درامد دولتی در حد حقوق های چندصدهزارتومانی و اندک سهم فرمایشی راضی شده و در بهترین حالت به جای نیروهای متخص و خدوم تبدیل به افرادی مایوس و سیاست گریز شوند که نهایتا قرائتشان از فضای سیاسی استان جمله “سیاست چیز کثیفی است و یا سیاست پدر مادر ندارد” بشود و لذا در هر دو صورت قربانی به حساب می آیند. از این رو نگارنده معتقد است که چنین فضایی عرصه سیاسی استان را به جای یک فرصت مناسب برای کادر سازی و جذب نیروی متخصص و تقویت پایگاه اصلاح طلبی تبدیل به شوره زاری از یاس و عصبیت و ریا نموده است تا حضور یک جوان در این عرصه تنها تهدیدی جدی برای سرنوشت ، اخلاقیات ، انگیزه و عمر گرانبها و انرژی جوانی اش باشد.ناراحت کننده ترین قسمت ماجرا ایام انتخاباتی است که فرصت طلبان و ترسو ها خود را حامی و پشتوانه جوانان نشان می دهند و همسو با آرمانهای پاکشان نمایش اصلاح طلبی می دهند و با لبخندهایی فریبکارانه تشویقشان می کنند تا سهم اصلاح طلبان از قدرت را حفظ کنند تا مبادا خودشان از نان خوردن بیفتند. اما فردای انتخابات روز از نو روزی از نو …

     

    فکر این که تا چند نسل دیگر جوانان بایستی در آتش قدرت طلبان پیر و فرصت طلبان میانسال بسوزند سر تا پای وجودم را غرق اندوه و اضطراب می کند.

     

    عادل سلیمانی

    یازدهم شهریور ماه ۹۶

    برچسب ها :

    نظرات