ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 24034
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳ شهریور, ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۶
  •   

    پس از چهارسال

    پس از چهارسال

    ‍ بگذاریم که شایستگان به ملت خدمت کنند…

    بگذاریم که سینه ها از کینه ها پاک شود…

    بگذاریم که آشتی جای قهر و دوستی جای دشمنی بنشیند…

    بگذاریم که …

     

    ایران۱۹:بیش از چهار سال است که آوای این جملات آقای رییس جمهور را دوستانم در هر تماس تلفنی می شنوند تا اینگونه به صبوری دعوتشان کنم و امیدشان دهم که نسیم عقلانیت و اعتدال بالاخره به پیشواز این سامان خواهد آمد… بیش از چهار سال است در جایگاه یک شهروند و فعال رسانه ای مخاطبینم را وعده می دهم که اوضاع بر این قرار نخواهد ماند و بالاخره روزی فرا خواهد رسید که این شایستگان باشند که به این دیار خدمت می کنند.

    بیش از چهار سال است که همگان را وعده می دهم که پس از آن هشت سال سخت بالاخره کینه جویی ها و امیال شخصی و منافع فردی جایش را به مصالح عمومی جامعه و استان می دهد و دیگر این که بیش از چهار سال است که جوانان را نوید می دهم که ریش سفیدهایمان بالاخره از خر شیطان پایین می آیند و اختلاف نظر ها و تفاوت سلایق را می پذیرند و لجاجت ها و تقابل های بی مورد را کنار گذاشته و خواهر و برادر وار در کنار هم می ایستند تا سایه ای برای پیشرفت و تکیه گاهی برای آینده جوانان فراهم کنند.

     

    اما امروز پس از چهار سال با وجودی مالامال از شرم و غم و یاس آوای پیشواز تلفن همراهم برداشتم. بله درست خواندید آوای انتظار تلفنم همراهم را برداشتم(بگذاریم که شایستگان به ملت خدمت کنند…بگذاریم که سینه ها از کینه ها پاک شود…بگذاریم که آشتی جای قهر و دوستی جای دشمنی بنشیند…بگذاریم که …)چرا که با وجود افراد نالایق و ناکارآمد دیگر تاب چشم درچشم شدن با دوستان و جوانان، همشهریانم را ندارم و نمیتوانم دوباره به توسعه استان امیدوار نگهشان دارم و با تمام وجود شرمسار جوانانی هستم که از یک سو با عزمشان در انتخابات ریاست جمهوری چنان حماسه ای آفریدند که کل ایران به احترام کرمانشاه کلاه از سر برداشت و از سوی دیگر خودشان نه تنها به آینده سیاسی استان بلکه به آینده شغلی خود هم دیگر امید ندارند.این پارادوکس تلخ را در هیچ کجای ایران به جز کرمانشاه که به برکت ! وجود عجوزه و رجاله هایی همه فن حریف که نان و آبشان در گرو این است که افسون کنند تا شیرینی عقلانیت و تدبیر به کام دیار عشق و مهرو دوستی ننشیند نمی بینیم که اینگونه ورطه خالی باشد و تبر همیشه به دست آنان باشند که با انبوه نهالستان جوان دشمن اند.

     

    سخن از کرمانشاهی است که تا دید کیان مادر سپیدمویش درخطر است سینه را بی درنگ سپر کرد و به عادت تمام اعصار مقاومتش دربرابر ناعدالتی و ظلم و تجاوز ، این بار نیز در صف اول مبارزه قد علم کرد تا مبادا آب در دل ایران بانو تکان بخورد. اما دریغ که باز هم حدیث انتخابات و فردای انتخابات شده و غده بدخیم فرصت طلبی و رانت خواری و انحصار طلبی در بدنه سیاسی این استان عود کرده است تا مدیران ناکارآمد و دوزیست به جان نیمه جانش بیفتند وهرآنچه اندوخته این تن خسته است را با دست به دست گرداندن پست های کلیدی و مناصب حیاتی به کام خویش بکشد.

     

    و امروز پس از گذشت بیش از چهار سال قصد آن را دارم که سکوت بشکنم و دستکم آنچه را که بر این استان میگذرد برای مردمم شرح دهم به گونه ای که هیچ یک از معاونین استاندار و مدیران کل و فرمانداران و شهرداران و بخشداران و… و صدالبته “هیچ کاره اما همه کاره”گان فرصت طلب و نان به نرخ روزخور از تیغ اعتراض و انتقاد شهروندان کرمانشاهی در امان نباشند.

    به امید رهایی کرمانشاهان از طمع و جهل

    عادل سلیمانی نژاد

    شهریور ۹۶

    برچسب ها :

    نظرات