ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 24000
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۸ تیر, ۱۳۹۶ - ۰۱:۲۸
  •   

    امیدوارم روزی شعر به جایگاه واقعی خودش برگرد

     

    ایران۱۹:«روناک صوفی» متولد ۲۵ آبان ماه ۱۳۶۴ است. فعالیت ادبی خود را به صورت جسته و گریخته از سال ۱۳۸۷ آغاز کرده و در سال ۱۳۹۱ به صورت مداوم وارد انجمن های ادبی شده و از سال ۹۲ نیز در عرصه مطبوعات شروع به فعالیت کرده است. در ادامه گفت‌وگوی همشهری با این شاعر جوان را می خوانید.

    • از خودتان و فعالیت هایتان بگویید. از کجا آغاز کردید؟

    بعد از اینکه با دنیای حرفه ای شعر روبه‌رو شدم، به این فکر افتادم که تلاش کنم تا جهان زیبای شعر را به دیگران هم نشان دهم. به همین دلیل در برگزاری نشست ها و عصر شعرها به انجمن های ادبی کمک کردم تا زمانی که احساس کردم این برنامه ها به دور تسلسل باطلی رسیده اند که صرفا برای پر کردن سابقه دبیران انجمن هاست و هیچ خروجی مثبتی‌هر‌چند کوچک ندارند. تا اینکه شنیدم بانویی در فضای یک کافه به کارهای هنری مشغول است. من که تشنه رسیدن به راهی متفاوت و تاثیرگذار بر جهان ادبیات بودم، از طریق دوستان آدرس کافه کتاب پنج عصر را پیدا کردم. وقتی وارد کافه شدم خانم «پگاه بابایی» با خوشرویی خوشامدگویی کردند. بعد از کنجکاوی های من در مورد فعالیت های کافه، فهمیدم یک فضای کاملا هنری است که واقعا صاحب کافه با تمام هزینه هایی که ممکن است برایش داشته باشد، تنها دغدغه هنری دارد. بعد از چند جلسه رفت و آمد به کافه به بهانه امانت گرفتن کتاب و شرکت در چند برنامه هنری کافه، خانم بابایی به من پیشنهاد برگزاری جلسات هفتگی شعر را داد. من که از فضای انجمنی و متکلم وحده بودن یک نفر خسته شده بودم و دوست داشتم تریبون در اختیار همه قرار بگیرد نه یک عده خاص و بعد از هم اندیشی با خانم بابایی به این نتیجه رسیدیم که هر هفته این برنامه را یکی از شاعران مطرح یا یکی از شاعران جوان برگزار کند که هم به عزیزان پیشکسوت احترام گذاشته شود و هم مقدمه معرفی شاعران جوان‌تر فراهم آید.
    از همان ابتدا می دانستم راه بسیار دشوار و چالش برانگیز است اما با تمام مشقت ها و نامهربانی ها به راهمان ادامه دادیم. تا جایی که حتی بسیاری از دوستان با اینکه سال‌هاست انجمن دارند، بدون هیچ واهمه ای بسیاری از برنامه های ما را کپی کردند. البته هر جا کار فرهنگی متفاوت و روبه جلویی صورت گیرد باعث خرسندی من است و فرقی نمی کند چه کسی اولین بار این کار را کرده چون من ذره ای غم نام ندارم و تنها به رشد و تعالی ادبیات در جامعه می اندیشم. فعالیت ما در کافه به جلسات هفتگی محدود نشد. جلسات زیادی برای تجلیل از بزرگان ادبیات، رونمایی کتاب، نشست های تخصصی شعر و کارگاهای ادبی تشکیل شد. به تازگی دغدغه کارهای پایه ای تر در ما ایجاد شده که در زمینه ادبیات کودک و باشگاه های کتابخوانی نیز فعالیت کنیم.

    • شعر و دنیای شاعرانگی را چگونه توصیف می‌کنید؟

    شعر به معنای درک جهان هستی است و شاعران این ادراک را در قالب زبان به تصویر می کشند. شعر نیز مانند تمام هنرهای دیگر یک استعداد ذاتی است نه اکتسابی. چه بسیار کسانی که به زعم اینکه شعر سروده‌اند و سال ها به انجمن های ادبی رفت و آمد کرده اند، اما هرگز حتی یک شعر از آنها نشنیده ایم. دنیای شاعرانگی از دید من دنیای عشق است؛ همانطور که عاشق بودن کار بسیار سختی است و حتی ممکن است عاشق در راه عشق بمیرد و به قول حافظ:
    در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
    شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
    عاشق، آنچه خوش آمد خود باشد را در نظر نمی گیرد و تنها به معشوق می اندیشد؛ شاعر نیز چنین است. دردهای جهان اطرافش را پیش از دردهای خود حس می کند و شب و روز به آن می اندیشد و جزیی از زندگی و دغدغه فکریش می شود.

    • چرا تاکنون اقدام به چاپ اشعارتان نکرده اید؟   

    همانطور که قبلا گفتم زمانی بود که من دنیای زیبای شعر را دیده بودم، اما در اطرافم دنیای واقعی پر از رخدادهای دیگر بود و به این فکر کردم که رخدادهای دیگر بود مهم ترین وظیفه من این است که دنیای شعر را با اطرافم به اشتراک بگذارم. هر چند که هنوز هم فکر
    می کنم می توانستم کارهای بیشتری انجام دهم و اگر نگویم تمام آن به دلیل نامهربانی ها و محدودیت های اطرافم بود، بی تجربگی خودم هم کم تاثیر نبود. الان با تجربیاتی که در زمینه فعالیت های هنری کسب کرده ام، می دانم هم می توان فعال فرهنگی و هنری باشم و هم کتاب چاپ کنم و انشاءالله به‌زودی مجموعه اشعارم را چاپ خواهم کرد.

    • بزرگ‌ترین دغدغه شما به عنوان شاعر چیست؟

    بزرگ‌ترین دغدغه من جامعه است و برای من بدیهی است که شعر می تواند بسیار تاثیرگذار باشد. شعر می تواند فرهنگ یک جامعه را ارتقا دهد و دیگران را به اندیشیدن وا دارد.

    • شما شخصی فعالی در انجمن های ادبی هستید. وضعیت این انجمن ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

    این انجمن ها همان انجمن هایی هستند که شاعران نام آور کرمانشاه خروجی آن بودند و شعر آنها در میان اقشار جامعه زمزمه می شد. اما امروز با وجود امکانات و بودجه بیشتری که در اختیار دارند چرا به انجمن های منفعلی تبدیل شده اند؟ بزرگ‌ترین دلیل آن این است که این انجمن ها فقط به یک سری جلسات هفتگی و عصر شعرها یا نهایتا رونمایی از کتاب چندم شاعری بسنده کرده اند و هیچ برنامه ای برای بردن شعر در میان اقشار جامعه ندارند. در واقع شعر را میان شاعران حبس کرده اند. برای بار صدم به شاعری تریبون می دهند که هیچ نیازی به تریبون ندار‌د.

    • چه پیشنهادی برای بالا بردن سطح کیفی این انجمن ها دارید؟

    به جای جلسات هفتگی که به گفت‌وگو هفتگی تبدیل شده، کارگاه های شعر با هدف پرورش حواس و ایده تشکیل شود. به جای شعرخوانی، به جلسات نقد شعر به صورت علمی و نه سلیقه ای پرداخته شود. به جای عصر شعرهای بدون خروجی، نشست های تخصصی شعر با داوری داشته باشیم که در کنار شعرخوانی و احترام به پیشکسوتان، به جوانان تریبون داده و به شعر آنها پرداخته شود تا زمینه ای برای استعدادیابی نیز باشد. به جای بریزوبپاش های بی دلیل، به جوانانی که شعرهای بهتری سروده اند جوایزی تعلق گیرد تا انگیزه ای برای تلاش بیشتر آنها شود. مدیران انجمن ها دغدغه‌ای بیشتر از افزایش فهرست بیلان کار و سابقه خود داشته باشند و با رسانه ها ارتباط بیشتری بگیرند تا این جلسات در جامعه منعکس شود و راهی برای ورود اقشار جامعه به این برنامه ها توسط رسانه ها باشند. برنامه مدونی برای رونمایی از کتاب و فروش کتاب هنرمندانی که عمر خود را صرف تألیف کتاب کرده اند داشته باشند. بسیار کارهای دیگر که اگر بیشتر به آن بپردازم تمام صفحات نشریه را پر می کند اما اگر بتوانیم همین چند طرح را پیش ببریم توانسته ایم آینده خوبی را برای شعر استان رقم بزنیم.

    • به نظر شما بزرگ‌ترین آسیب موجود در شعر استان چیست؟

    شعر کرمانشاه درگذشته توانسته شاعران صاحب نامی به ادبیات کشور معرفی کند که حاصل دسترنج پیشکسوتان بوده، اما این تلاش ناکام مانده و امروز این روند تداوم نیافته است. هر چند که جوانان ما تلاش کرده اند و خود توانسته اند در جشنوارهای معتبر کشوری عنوان کسب کنند، اما این کافی نیست و شعری شعر است که در قلب اقشار جامعه نفوذ کند و برلب‌هایشان زمزمه شود. متاسفانه بی مهری ها و نامهربانی فراوانی میان خواص ادبیات کرمانشاه موج می زند. به جای آنکه این اختلاف سلیقه ها به فرصت تبدیل شود، به قهر و حتی رکود ادبیات کرمانشاه تبدیل شده است.

    • با توجه به ظرفیت های موجود، چه چشم اندازی برای آینده شعر کرمانشاه دارید؟

    کرمانشاه مهد هنر ایران است. اغراق نیست اگر بگویم در هر خانواده کرمانشاهی هنرمند و یا هنرمندانی هستند. البته نمی شود تمام تقصیرها را به گردن ارگان های دولتی ذیربط انداخت. شاید امکانات کافی نباشد،‌ اما از گذشته قطعا بیشتر است. متاسفانه با این بی برنامگی ها و سوء مدیریت  انجمن های ادبی، پیشکسوتان شعر و حتی شاعران کاری از پیش نمی بریم و شعر کرمانشاه همچنان در این حالت رکود خواهد ماند و خدای نکرده منجربه سقوطش می شود.

    • و حرف آخر…

    امیدوارم روزی شعر به جایگاه واقعی خودش یعنی میان مردم برگردد.

    برچسب ها :

    نظرات