ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 23977
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۳۱ خرداد, ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۳
  •   

    سیاست برای سیاست کرمانشاه را نجات نمی‌دهد؛ بازی را عوض کنیم

     

     

    دکتر آذر ولی زاده: مدتی کوتاه است که حضور موفق و آگاهانه را در پای صندوق‌های رای پشت سر می‌گذاریم، همچنان منتظر و چشم به راه تصمیمات پایتخت و ریاست محترم جمهور منتخب هستیم. بازار شایعات و خبرها و گمانه‌زنی‌ها داغ است. امیدوارانه در حال پیگیری آخرین اتفاقات در کشور و خاصه در استان کرمانشاه هستیم؛ اما براستی چه اتفاقاتی در حال شکل‌گیری است. برای آمدن و رفتن خیلی‌ها برنامه داریم چون همه متفق‌القول هستیم که استان کرمانشاه برای دور جدید تحولات باید طرحی نو دراندازد.

    از طرفی بعضی از نمایندگان مجلس این استان، همچنان در انتظار و فرصت یافتن برای استفاده از نیروهای چند لایه خود و تزریق آنها به بدنه مدیریتی استان کرمانشاه هستند.

    با این تفاسیر هرکس به دنبال سهم گرفتن و باز کردن راه برای رسیدن به اهداف خویش است. لزوما سیاست همین است چه بخواهیم چه نخواهیم زبان سیاست، زبان همین خواستن‌هاست؛ اما نوع خواستن‌ها متفاوت است البته هیچ ترازو یا معیاری جهت روشن شدن مقدار این خواستن‌ها با هیچ دستگاه آنالیز کننده‌ای برای درون‌کاوی این حوائج سیاسی هم موجود نیست. جز خدا که همه چیز را می‌داند و می‌شنود.

    اما سوال مهم این است آیا ما سیاست را برای سیاست‌بازی صرف می‌خواهیم؟ اینکه آقای یا خانم X معاون یا مدیرکل شود برای مجاب شدن این خواست و حوائج ما کفایت می‌کند یا براستی دغدغه مردم داریم؟!

    دغدغه مدیریت تحول‌گرا و پویا و از همه مهم‌تر “خلاق” داریم یا صرفا فردی که برای ما و زیاده‌خواهی‌های ما باید بیاید تا شاید تو را و مرا فرماندار کند، خاله جان را بخشدار و دایی جان را مدیرکل و…چقدر ما دایی، عمو و خاله داریم برای سیراب شدن این ذائقه آتشین که با هیچ آبی رفع عطش نمی‌شود و به قول آن مرد بزرگ تاریخ ایران، امیرکبیر که فرمود: مملکت‌داری با خاله و عمه و… نمی‌شود.

    سیاست ما به کجا می‌رود، در حالی که هنوز تکلیف مان با خودمان روشن نیست که در کدام جبهه و زیر علم چه کسی سینه می‌زنیم. یکبار داعیه حمایت از دولت را داریم اما زیرآبی و غواصی را هم آنقدر ماهرانه در سیاست آموختیم که ورزشکار درجه یک مملکت به گرد پای ما هم نمی‌رسد، تعجب نکنید از این گفته چون حداقل برای خیلی‌ها این کلمه “غواص سیاسی” از این به بعد مصطلح‌تر خواهد شد. این پست‌ها و میزها چقدر مهم شدند که اعتقادات و تفکر و ایمان ما را برای خدمت واقعی گرفتند که دست به دامان رقیبی می‌شویم که در میتینگ‌ها و جلسات تا دیروز از عملکرد منفی‌شان گفتیم و امروز می‌رویم و راحت در کنارشان از دست‌بوسی می‌گوییم و قهوه‌ای هم می‌خوریم البته شاید چای شاید هم به صرف شام. تعامل کلمه‌ای است که عین تسبیح بهر سمتی به چرخش درمی‌آوریم. بهتر نیست کمی این کلمه و نحوه کاربرد آن را در مغزمان هجی کنیم و بعد به هر کار اشتباه و دور از تدبیر سیاسی وصلش نکنیم؟!

    سیاست ما به کجا می‌رود که کسانی برای ما خط و مش وجهت دهی مطرح می‌کنند که نه جز بدنه اداری این استان هستند و نه حتی اداری‌اند؟! اما دستشان بازتر در تصمیمات اقتصادی غلط، بازتر در تعیین خط و مشی‌های سیاسی، بازتر در ترکیب چینش نفرات در مدیریت‌های کلان و… است. به راستی می‌شود سوال کرد بزرگوار محترم به شما چه؟! به شما چه تا امروز به هر ساز و آوازی خواستید برای این مردم درمانده و مایوس و خسته و این‌همه جوان بیکار تحصیل‌کرده با انتخاب افراد نالایق و بی‌تدبیر و بی کیاست تیشه زدید و هنوز ماجرا را ادامه می‌دهید؟! می‌شود منت سر ما بگذارید و ما را با دردهایمان و این‌همه بی‌تدبیری و سو مدیریت این چند سال راحت بگذارید؟!

    ما نسل جوان قربانی شدیم در این استان، صحبتی و جمله‌ای نیست که فریاد نزد جوانان و بیکاری و مشکلات و مشکلات … اما کدامیک از این تصمیم‌گیرندگان قدیمی، مجالی به ظهور جوانان فرهیخته و آگاه و اندیشمند داده است؟! شما عزیز بزرگوار، مدیر محترم کلان، مدیریت شما از چندسالگی شروع شد که حالا یک جوان ۳۰ سال به بالا نتواند از عهدش برآید؟ می‌فرمایید جوان خطا می‌کند نباید در پست‌های کلیدی وارد شود، با کدام استدلال و منطق انسان از هرنوع با هر سن، در تصمیمات اشتباه نمی‌کند؟! آیا جز این است انسان برای اشتباه و تجربه به دنیا آمده است و از پس این تجربه‌هاست که کمال و انسانیت واقعی شکل می‌گیرد.

    سیاست ما به کجا می‌رود وقتی هنوز در تفکر واقعی و پس‌زمینه فکری ما زنان را جنس دوم خطاب می‌کنیم ولی با شعارهای مافوق ذهن گاهی آن‌ها را در مناسبت‌های خاص برترین موجودات زمین میدانیم و بهشت را زیر پایشان فرش می‌کنیم. در حالی که اسم یک خانم در یک تصمیم‌گیری و یک مشارکت مدنی و اجتماعی و سیاسی بیاید تخریب‌ها و نیزه‌ها از زمین و آسمان می‌بارد که قحط‌الرجال آمده و زنی در کوره دهاتی دهیار شده! بهتر است کمی به آنچه که شعار می‌دهیم با آنچه که ذاتمان را با آن عجین کرده‌اند همانندسازی کنیم.

    ما گاهی و گاهان بسیار بازی سیاسی را درست و هدفمند پیاده نکردیم. روح خلاقیت در استان ما مرده است. مردان و زنان ساکت بهتر از مردان و زنان پویا و تصمیم‌ساز و خلاق پیش رفتند. همین عوامل روح سازندگی و حرکت و پیشرفت را از بدنه کاری این استان گرفته است. مدیران ما برنامه‌ساز و برنامه مند نیستند. برای مصاحبه‌های مدیریتی به جای توجه به برنامه‌های فرد از او گوش به فرمان بودن صرف و توصیه همان خاله و عمو را ملاک قرار می‌دهیم. اجازه ورود افرادی که مدیریت را با مغازه‌داری اشتباه گرفتند در سیستم‌های کلان متاسفانه دادیم و هر دور هم این مدیران را مثل یک زنجیره در پست‌های دیگر می‌چرخانیم.

    تصمیم‌سازان اصلی ما در این استان به اعتراضات سیاسیون اصیل توجهی ندارند. ظاهر موجه افراد به منش واقعی افراد و کارایی و اثربخشی آنها پیشی گرفته است. این عوامل تفکر خلاق سازنده و این‌همه سرمایه انسانی ما را به فنا می‌برد. کادر سازی و نخبه گزینی و اجازه رشد به این‌گونه افراد را با کینه پر کردیم.

    ما باید امید و تدبیر و تلاش و استفاده از ظرفیت‌های انسانی فراموش شده را بیشتر کنیم، با این آهنگ کند از بدنه مدیریتی ره به جایی نمی‌بریم. خمیازه‌های سیاسی ما بیشتر شده‌اند و هنوز درک نکردیم باید پنجره‌ها را گشود و هوایی بخوریم.

    به امید آنکه به جای ناامیدی، امید و به جای کینه و حسد، عشق‌ورزی و به جای دفع کردن دلسوزان، جذب آنها صورت گیرد. ایران به آشتی و حرکت پرشتاب‌تر و صلح نیاز دارد. بازی را باید عوض کنیم.

     

     

     

    برچسب ها :

    نظرات