ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 23935
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۹ خرداد, ۱۳۹۶ - ۰۲:۲۱
  •   

    اعتدال، حلقه وصل اصلاح‌طلبان با اصولگرایان

     
    محمد کیانوش‌راد:چرا اصلاح‌طلبان به اصولگرایان معتدل و راستین و اصولگرایان به اصلاح‌طلبان نیازمندند؟ از نظر جامعه‌شناختی و سیاسی، اصلاح‌طلبی هم نوعی محافظه‌کاری است. تفاوت در میزان درجه و دامنه خواست تغییرات اجتماعی سیاسی است. محافظه‌کاران (اصلاح‌طلبان و اصولگرایان) مخالف تغییرات رادیکال هستند. در این تعریف، اصلاح‌طلبان (رفرمیست‌ها) و اصولگرایان (محافظه‌کاران) هر دو با فرض حرکت مسالمت‌جویانه برای ایحاد تغییرات در درون نظام سیاسی تعریف می‌شوند. واکنش‌های محافظه‌کاران یا اصولگرایان ایران، نسبت به تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی متفاوت بوده است. محافظه‌کاری از نظر ایدئولوژیک می‌تواند اشکال بسیار متفاوتی به خود بگیرد. فردگرایان لیبرال، و همچنین لایه‌هایی از سلطنت‌طلبان، واپسگرایان نوستالژیک و واقعگرایان غیراصولی، همگی محافظه‌کار خوانده شده‌اند. بدین ترتیب اصلاح‌طلبی محافظه‌کارانه برای سنت محافظه‌کاری اهمیت محوری دارد. این توصیفی است که در فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد، نوشته «ایان مک لین» می‌توان از توصیف محافظه‌کاری آموخت. محافظه‌کاری در میان روشنفکران ایران، امروزه برچسبی بیشتر منفی را با خود حمل می‌کند، همان‌گونه که برداشتی منفی از لیبرال بودن و یا سوسیالیست بودن در میان جامعه سنتی وجود دارد. واژه محافظه‌کار اغلب در باره هرکسی که در برابر تغییر می‌ایستد به کار می‌رود، اما اشکال آن این است که گاه، دو تن را با وجود مواضع سرسختانه مخالف باز هم محافظه‌کار می‌نامند. بدیهی است این تعریف در مورد مدعیان دلواپس مصداق نخواهد داشت. می‌توان اصلاح‌طلبانی را نیز در نظر داشت که به‌شیوه تدریجی، مسالمت‌آمیز و گام‌به‌گام و با اتکا به آرای ملت، به تغییرات اساسی در نظام سیاسی نیز می اندیشند، و به شیوه‌های رادیکال و انقلابی هم معتقد نباشند، اما آنچه در یادداشت مطمح نظر است، اصلاح‌طلبان متعین فعلی با مشی و منش بزرگان اصلاحات است. از این منظر، هم اصلاح‌طلبان و هم اصولگرایان را باید ذیل مفهوم محافظه‌کاری تعریف کرد. پس تفاوت‌های مصداقی این دو جریان چیست؟ و آیا می‌توان حلقه وصلی برای تعامل دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا یافت؟ اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری، بیش از آنکه یک ایدئولوژی خاص باشد، روشی برای پیگیری و پیاده‌سازی اهداف و آرمان‌هاست. آیا در ایران و در میان دو جریان اصلی هیچ آرمان و هدف مشترکی که زمینه همکاری و تعامل باشد، وجود ندارد؟ بدون شک وجود دارد. در اینجا برخی مشابهت‌ها و اختلافات ذکر می‌شود. مساله اصلی صرفا، بودن یا نبودن معیارها نیست، بلکه گاه میزان و شدت آنهاست که اختلاف‌برانگیز است. اصلاح‌طلبان بیشتر به آینده می‌نگرند و اصولگرایان بیشتر در گذشته مانده‌اند. اصلاح‌طلبان بیشتر به باطن و پیام توجه دارند و اصولگرایان بیشتر به ظواهر و مناسک می‌اندیشند. اصلاح‌طلبان بیشتر به تجدد و اصولگرایان بیشتر به سنت‌ها و گذشته چشم دارند. اصلاح‌طلبان بیشتر استقرایی‌مآب و تجربی‌اندیشند و اصولگرایان بیشتر و تاریخی به امور می‌نگرند. اصلاح‌طلبان بیشتر به عقل و عقلانیت و اصولگرایان بیشتر به نقل و توصیه توجه دارند. اصلاح‌طلبان بیشتر به «ماقال» و منطق سخن و اصولگرایان بیشتر به «من‌قال» و گوینده آن توجه دارند. اصلاح‌طلبان بیشتر به دموکراسی به‌عنوان پیش‌شرط توسعه و اصولگرایان بیشتر به دینداری به‌عنوان اصلی‌ترین هدف توسعه می‌نگرند. اصلاح‌طلبان بیشتر همه‌جانبه‌نگرند و به تحلیل سیستماتیک امور توجه دارند و اصولگرایان بیشتر به تک‌بعدی‌نگری در مسائل توجه دارند. اصلاح‌طلبان بیشتر با گفت‌وگو و تعامل پیش می‌روند و اصولگرایان بیشتر با تحکم و دستور کار می‌کنند. اصلاح‌طلبان بیشتر اهل تشکیلات و تحزب هستند و اصولگرایان بیشتر به نظام درونی سلسله‌مراتبی و فرمایشی نظر دارند. اصلاح‌طلبان به‌لحاظ رفتاری بیشتر انعطاف‌پذیرند و اصولگرایان بیشتر تصلب رفتاری دارند. اصلاح‌طلبان بیشتر اهل نقد و پذیرش و تجدیدنظرطلبی‌اند و اصولگرایان بیشتر اهل ثبات و ایستایی در افکار و رفتار‌ها هستند. اصلاح‌طلبان بیشتر به تکثر جامعه و وجود دگراندیشان باور دارند، اصولگرایان بیشتر به یکدستی و یکپارچه و همانند‌سازی جامعه معتقدند. به هرروی می‌توان بیش از این به تفاوت‌های دو جریان مهم سیاسی کشور پرداخت. مشترکات دو جناح کم نیست، راه و روش نیز با درجاتی اختلاف، یکی است. پس چرا نتوان با حفظ رقابت، برای توسعه ایران تعامل داشت؟ چرا هر دو جریان نیازمند هم هستند؟ تردیدی نیست که هردو جریان به فکر اسلام، ایران، رشد و توسعه کشور هستند، اما با دو رویکرد و دو نگاه متفاوت. افراط و تفریط، تنها با حضور تعاملی هر دو و در کنار هم بودن میسر است. حذف هر جریانی به افراط یا تفریط منجر خواهد شد. به بیان دیگر اصولگرایان نقش ترمز در برابر افراط اصلاح‌طلبان (از جمله در مورد سنت‌ها) و اصلاح‌طلبان نقش موتور و پدال گاز برای رهایی از سکون و ایستایی اصولگرایان را ایفا می‌کنند. اعتدال، حلقه وصل این دو جریان به هم است.

    برچسب ها :

    نظرات