ایران نوزده
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 24360
  • تعداد نظرات : 0 نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ خرداد, ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۳
  •   

    چالش عکس های آقای استاندار

     

    چالش عکس های آقای استاندار!

     

    ایران۱۹-افشین شورچه:طی روزهای اخیر فضای رسانه ای استان کرمانشاه بویژه در حوزه فضای مجازی متاثر از بازتاب گزارش های تصویری فعالیتها و اقدامات “بازوند”استاندار کرمانشاه بود و این گزارشها تحت عناوین مختلف مورد مداقه همکاران اهل رسانه قرار گرفت.
    نگارنده جهت حصول نتیجه مناسب از آنچه مورد کنش و واکنش قرار گرفته است ،لازم می دانم به تعریف مختصری از ویژگی مدیران اجرایی ،مدیران ارتباطی و تلفیقی از این دو بپردازم.
    سالها پیش در عرصه مدیریتی کشور شاهد فعالیت مدیرانی بودیم که صرفا اجرایی بودند .تاکید صرف بر رسالت سازمانی و پیشبرد اهداف بدون ارتباطات برون سازمانی و گاها درون سازمانی از جمله ویژگی های مشخص این دسته از مدیران بحساب می آمد.
    مدیران پیش گفته چندان به افکار عمومی مقید نبودند و رسانه برای آنها تابو بود ،تا فرصتی برای معرفی رسالتهای سازمانی.
    چراغ خاموش فعالیت این مدیران زمانی روشن می شد که زمان تودیع آنها فرا می رسید،آن وقت بود که افکار عمومی از خود می پرسید “این مدیر کی آمد ،کی رفت؟برنامه هایش چه بود و…”
    مدیران صرف اجرایی تنها متعلق به گذشته دور نبودند ،هنوز هم هستند مدیرانی که تمرکزشان بر روی فعالیتهای اجرایی صرف است ،بدون در نظر گرفتن ارتباطات درون و برون سازمانی موثر از طریق بکارگیری اهل فن و رسانه های جمعی.
    عدم شفافیت و گمنامی سازمانی از ویژگی های بارز این سبک مدیریتها بحساب می آید.
    این طیف از مدیران حتی اگر قادر به اجرای مطلوب ترین فعالیتهای اجرایی نیز شده باشند ،چون افکار عمومی را نادیده انگاشته اند و رسانه ها را در جریان اقدامات خود قرار نمی دهند مصداق مسلمی از چنین بیتی هستند که ” از دل برود هرآنکه از دیده برفت”
    سوی دیگر مدیران که در نقطه مقابل مدیران صرف اجرایی قرار دارند ،مدیران صرفا” ارتباطی “هستند.
    این سبک مدیریتها چند سالی است بروز و ظهور نموده اند و بصورت ویژه دنبال ارتباطات درون و برون سازمانی هستند ،مشاور رسانه دارند و بی حد و حصر چشم به چشم دوربینها می دوزند.
    مدیرانی از این جنس چندان پیگیر فعالیتهای اجرایی هدفمند نیستند و اعتقاد چندانی به اجرایی نمودن تمام و کمال امور ندارند.
    ارتباطات فراوان و استفاده نامحدود از رسانه ها باعث می شود این دست مدیران گاها فتو ژورنالیسم را تابعی از گزارشها و عکس های یادگاری بپندارند و آنقدر افکار عمومی را با گزارشهای تصویری غیر موثر خود قلقلک می دهند تا به شانی همچون” آقای دوربینی “برسند!
    مدت زمان بقاء این افراد در نزد افکار عمومی بسیار کوتاه است و نگرش مختص ارتباطی این افراد بدون در نظر گرفتن امور اجرایی موفق و دور اندیشی در اجرای برنامه ها باعث می شود تا در کوتاه مدت در منظر افکار عمومی پذیرفته شوند ،اما در بلند مدت این رویکرد جای خود را به دیواری بلند از بی اعتمادی خواهد سپرد.
    این تعاریف مدیریتی روی دیگری هم دارد و آن دسته دیگری از مدیران هستند که در این طیف بندی آنها را مدیران” اجرایی ارتباطی” می نامیم.
    مدیران” اجرایی ارتباطی” که به تعبیری از آنها بعنوان مدیریت های نسل جدید یاد می شود در کنار توجه وافر به برنامه ها و فعالیتهای بهینه سازمانی وعمق بخشیدن به درون سازمان و تقویت آن ،نگاه ژرفی نیز به ارتباطات برون سازمانی از طریق ارتباط موثر با رسانه ها دارند.
    این ارتباط همراستا با اهداف سازمانی و تنها به جهت آشنایی افکار عمومی با فعالیتهای سازمانی و کسب مقبولیت و رضایت مندی جمعی عملیاتی می شود و پیام ها و گزارشهای ارسالی این دست مدیران هدفمند و موثر است و کمتر نشانی از عکسهای یادگاری را می شود در آن یافت.
    فضای فعالیت این دست مدیران شفاف است و پروسه ارتباطات و مباحث اجرایی آنهاتوسط متخصصین مرتبت هدایت می شود و در نزد افکار عمومی از مقبولیت خاص و عام برخوردارند.
    با گذر از این مبحث و تعاریف ذکر شده مدیریتی لازم می دانم به سبک مدیریتی “بازوند ” استاندار کرمانشاه بپردازم که طی چند روز اخیر نحوه مواجه وی با مسائل استان چالشهایی را بوجود آورده است.
    تردیدی نیست که روش مدیریتی” بازوند “طی زمان سپری شده از عمر مدیریتی اش در کرمانشاه از الگوی سوم یعنی مدیران اجرایی و ارتباطی تبعیت می نماید .چه آنکه “بازوند “ضمن توجه به اجرا و پیگیری برنامه های استان و ایجاد ارتباط موثر با سایر نهادهای قدرت ازجمله نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و ارکان متمرکز قدرت در تهران ،موفق شده است به مدد بهرمندی از مشاوره های اهل فن ،ارتباطات درون سازمانی و برون سازمانی خود را به نحوی موثر سامان دهد.
    در این راستا مهم نیست که سطح این بازدیدها و گزارشهای مکتوب و تصویری ارسالی چه طیف فعالیتهایی را شامل شود ،چه آنکه در این گزارشها بازدید و کنشگری در قصابی ها و بقالی ها را می توان یافت ،تا ارائه تصاویر و
    رایزنی

    “بازوند “با سطوح عالی نظام
    این طیف مدیران هیچ تمیز و تفاوتی بلحاظ جایگاه بین ارائه گزارشهای پیش گفته به افکار عمومی قائل نیستند و برای آنها به جهت اشراف بر مسائل کاری طرح گزارشات در افکار عمومی حائز اهمیت است.
    این بخش از نحوه مدیریت “بازوند ” همان چیزی است که مورد مداقه اهل رسانه قرار گرفته است و برخی از همکاران آنرا نکوهش نموده اند که مثلا چرا استاندار بجای پرداختن به امورات کلان استان و سپردن امور به زیر مجموعه اش، خود به شخصه به بقالی ها و قصابی ها سرکشی می کند و گزارشهای تصویری آنرا به رسانه ها مخابره می نماید؟
    برای روشن شدن پاسخ به این سوال جا دارد به پاسخ مدیر عامل پیشین شرکت “سونی” به یک خبرنگار مبنی بر علت قرار گرفتن مدیر این شرکت در صف غذای کارکنان در رستوران شرکت بجای پرداختن مدیر به امورات کلان و صرف غذا در دفتر کارش بپردازم.
    “کازو هیرای”مدیر عامل شرکت سونی ضمن مواجهه با این نقد می گوید”من به این دلیل در صف غذای کارکنان شرکت قرار می گیرم تا خود را برای رسیدن به موفقیت همراستا با آنها قلمداد نمایم و اینجاست که من بدون واسطه در جریان مسائل و مشکلات کارکنانم قرار می گیرم و درصدد رفع آنها بر می آیم ،در واقع من در این صف به آنها این پیام را می دهم که ما یک خانواده ایم”
    این مثال را گفتم تا ضرورتی به بیان این بیت نباشد “خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران”
    آری گرچه استاندار در زیر مجموعه مدیریتی اش ،مدیران توانمندی دارد تا وی را از وقایع مطلع نمایند ،اما گاها حضور و کنشگری مقام ارشد استان در سطوح و لایه های مختلف جامعه نه تنها بیانگر بی اعتمادی وی به مدیران زیر مجموعه اش نیست ،بلکه رویکردی است برای اشراف بیشتر بر کنشگری هایی که مدیران می بایست خود را در معرض مستقیم آن قرار دهند و از چارچوب مدیریتهای بسته و غیرشفاف رهایی یابند .این همان موضوعی است که سالها رسانه ها آنرا از مدیران ابتیاع می نمودند.
    یادمان نرفته است سالهای پیش را که چگونه ندا سر می دادیم که مدیران محترم از پشت میز خود بلند شوید و سری به لایه های پنهان جامعه بزنید؟یادمان نرفته که خواهان مدیرانی بودیم که پاسخگو باشند و برای افکار عمومی ارزش قائل شوند.
    عبور از آن دوران غیر شفاف و ملال آور و رسیدن به چنین بستری حاصل خون و دلهای فراوانی بوده است که این نعل وارونه آنرا به مذاق ما تلخ خواهد کرد.روی دیگر این ماجرا البته خبر تلخ دیگری بود مبنی بر شکایت استاندار کرمانشاه از یکی از دوستان اهل رسانه چه آنکه به همان اندازه که نقد به مفهوم آن مطلب وارد بود، طرح شکایت از یک فعال رسانه ای نیز می تواند به وجه بارز مدیریت اجرایی و ارتباطی استاندار کرمانشاه خدشه وارد نماید.چه آنکه اگر بخواهیم آن نقد را نعل وارونه محسوب نماییم ،رویکرد مقابلش آسیبی است به فضای گفتمان و نقد استان ،که این آسیب قطعا فضا را از پویایی و تحرک دور خواهد نمود.امید که استاندار محترم با احترام به فضای نقد ایجاد شده قضاوت را همچون موضع گیری نگارنده به افکار عمومی بسپارد و از طرح شکایت مطرح شده صرف نظر نماید.

    برچسب ها :