ایران 19
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • کد خبر : 24333
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۶ اسفند, ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۷
  •   

      اندر احوالات این روزهای کرمانشاه / اتحاد؛ اتحاد؛ رمز پیروزیست

     

    اندر احوالات این روزهای کرمانشاه

     

    اتحاد؛ اتحاد؛ رمز پیروزیست …

     

    ایران۱۹:مطلبی به نقل از یکی از دوستان با عنوان “خودگز نباشیم” خواندم برایم قابل تامل و جالب بود نوع نگارش و نگاه نگارنده:

    برآن شدم تا اگر بشود من نیز نقدی به احوالات مطالبه گرایانه ی کرمانشاهم بنویسم.

    هرچند بسیار میکوشم نوع نگاهم فراتر از فضای موجود و نقدها به استاندار برود و کلیت و ماهیت رفتاری غالب این سامان را در نوشتار زیر به عنوان جامعه آماری به کمک گرفته و به یک نتیجه واحد ختم کنم.

    دیرگاهیست در فضای سیاسی استان دورادور یا گاهی نزدیک به قدم زدن و قلم زدن مشغولم؛ شاید آنهنگام که نخستین روزهای اجتماعی شدنم را با روزنامه آوای کرمانشاه و جمعیت فکر نو در اوایل دهه هشتاد آغاز میکردم هرگز به حالاها و پستی ها و بلندی های روزگار که جز با گذر ایام پذیرشش سهل نمیگردد؛ نمی اندیشیدم؛

    همه میدانیم مردمان این دیار پرمهر؛ به میهمان نوازی شهره اند؛این راگفتم تابگویم خصلت میهمان نوازی غالب بر خودگزیست و اگر دوتفکر بنا به هر دلیلی نوع نگاهشان به یک موضوع یکسان نیست و مقابل هم دربیان نوع گفتمان و نه ماهیت گفته ها مینشینند؛دلیل بر تعمیم به عموم دادن و بیان این خصیصه به ایشان نمیشود؛چه اگر چنین است در نقطه مقابل و عکس آن نیز صادق میشود.

    البته شایدبشودبایقین گفت #خودگزی یادیگرگزی یعنی هرتفکر غیرهمسویی رابه طعن غیر خودی وخودگز بخوانی و بنامی و رویه خود را صحیح و جامع و تمام!

     

    چون قصد از نوشتار تکیه بر یک موضوع در نتیجه گیری است لذا آنرا پاسخ یا نقد به نوع نگارش و برداشت مطلب مورد اشاره ندانیم بهتر است .

    ازین رو یک راست میروم سر اصل مطلب؛

     

    میخواهم همه مان را ارجاع بدهم به تمام هنگامه های حساس جامعه و به تبع آن به جو پرتلاطم سیاسی کرمانشاهان و نوع کنش و واکنشهای فعالان در هر جناح و مکتب فکری که هستند.

    چه اگر بخواهیم مستندی ازین مهم بسازیم همگرایی مجموعه ی فعالین سیاسی مدنی و فرهنگی و نیل به سمت جنبش فکری رفتاری همگرا؛ همواره توسط ایشان به چشم میخورد.

    اما بعد از آن محل اشاره است؛

    بعد از اتحاد و اتفاق؛ چه انتخابی باشد و چه انتصابی!!! همواره محل مناقشه و نزاع و عامل برهم.زننده ی اتحاد و همگرایی بوده است.

    من و شما دیده ایم که برخورد غالب ما در بعد از کوران های انتخابات انتصابات و جابجایی ها خارج از دایره اتحاد مدنظر بوده و با چندپارگی رفتاری و انشقاق در اهداف باعث انحطاط و شکست کلیت اهداف متصوره و در نتیجه بازگشت به عقب و درجا زدن یک استان شده است.

    بی شک در این مجال قصد تحلیل محتوایی موضوع فوق الذکر میسور نیست که زمان و تحقیق بسیار می طلبد.

    اما خودم و شما را ارجاع میدهم به بازخوانی شرح مختصری از داستان. کبوتران به‌ دام افتاده کتاب کلیله ودمنه و این سوال را از همگان میپرسم که طوقی در داستان کرمانشاه چه کسی است یا چه تفکریست؟

    نبود حلقه ی اتحادی و مرجع مقتدر کاریزماتیک یا حتی نبود نگرش رهبرمسلک واحد در تمام گرایش های فکری این استان یکی از دلایل عقبگردها و ابتر ماندن درخواستها و مطالبات ایشان است.

    با اجازه میخواهم تیتر خودگز نباشیم این نویسنده گرام را به کل فعالان استان تعمیم بدهم و سوال کنم اگر خودگز نبودیم لااقل الان یک رهبر فکری یا یک گرایش فکری به عنوان رهبر و راهبر داشتیم تا چونان طوقی در هنگام بلا یا در کوران اتفاقها راهنما باشد و مارا به جهتی صحیح ببرد و ما که مهمترین بخش ماجراییم هم؛ هم پیمان پشت سر آن گرایش راه به پیش بریم تا حصول نتیجه.

    متاسفانه چندپاره شدن و انشقاق و خوگزی آفت پیشرفت و توسعه و دلیل رکود و در جا زدن های حالای استان ماست.

    و همین موضوع سبب شده هرکسی از ظن خود یار ما شود و بار خود بندد و برود بی آنکه بار بر زمبن مانده این کهن دیر را سامانی بخشد.

     

    بپذیریم نکته و محل مشکل اساسی ماییم انگشتهای اشاره را به سمت خود بگیریم و با نقد خود و نقد از درون به اصلاح ساختار برونی و نقدسایرین برسیم.

    راهی دیگر باید در پیش گیریم تا شاید بشود از منیت خارج و به خواست جمع نیل یابیم واعتماد به یک “طوقی” را با عمل واقعی “موش” که معتمد و مجری برنامه ی نجات طوقی برای جمله ی کبوتران در داستان کلیله دمنه بود را دردستورکار قرار دهیم.

    شایدکلاغان ناظر داستان کرمانشاه یک بار هم که شده ازمشاهده ی اوج گیری و نجاتش خبر برسانند و جمله ی مردمان طعم این پیروزی را بچشند.

    بخدا کار سختی نیست به قول طوقی:

    با نیروی عقل و قدرت اتحاد می شود بر دشمن و مشکلات پیروز شد.

    واما جهت اشراف خواننده به مثالها خلاصه ی داستان «کبوتر و موش» تقدیمتان میکنم.(برگرفته ازپایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد پریناز ستونه)

    روزی زاغی از بالای درختی دید که صیادی بر روی سبزه زاران دام گسترد و دانه هایی روی آن پاشیدودریک گوشه کمین کرد.ازقضایک دسته کبوتر که در آسمان پرواز می کردند.

    کبوتران به طمع دانه، فرود آمدند و در دام افتادند.سردسته ی این پرندگان که طوقی نام داشت، وقتی اضطراب پرندگان را دید، از آنها خواست که با همکاری و همدلی ، به فرمان او پر بگیرند و با این روش دام را از زمین کندند و اوج گرفتند.صیاد نیز در نهایت ناباوری به دنبال آنها رفت،با این امیدکه پرندگان سرانجام خسته خواهند شد و در زمین خواهند افتاد؛ زاغ که در واقع، نماینده ی خواننده ای است که در پی پیام داستان می باشد، به دنبال این گروه رفت تا سرانجام این ماجرا را بداند، زیرا به گفته ی خودش، او نیز از پیش آمدن چنین اتفاقی، ایمن نیست و شاید او هم روزی دچار چنین واقعه ای بشود.مطوقه که پی به تعقیب صیاد برد، به دوستان پیشنهاد کرد که به سوی آبادانی ها و درختستان ها پرواز کنند تا شاید از دید صیاد دور بمانند و او از آنان قطع امید کرده و برگردد. کبوتران چنین کردند و چون از چشم صیاد ناپدید شدند، او نا امیدانه بازگشت.

    مطوقه کبوتران را به نزد موشی که از دوستانش بود، راهنمایی کرد تا درگشودن بندها از پاهایشان، آنها را کمک کند. موش با دیدن پاهای دربند دوست خود، پریشان شد و خواست که بندها را از پاهای او بگشاید ولی سردسته ی باوفا، از او خواست تا گشودن گره ها را اول از دوستانش شروع کند که مبادا از جویدن بندها ی طوقی خسته شود و دل به باز کردن بندهای دوستانش ندهد. پس موش چنین می کرد و کبوتران با تدبیر مطوقه و با نیروی اتحاد خود و دوستی عمیق بین مطوقه و موش از گرفتاری رهایی یافتند.

    نتیجه گیری: با نیروی عقل و قدرت اتحاد می شود بر دشمن و مشکلات پیروز شد.

    پایان داستان.

     

    ✔️ نکته نهایی: برای پیروزی چند شرط لازم است؛ رهبری متعهد؛ معتمد عملگرا؛ خودشناسی و نقد از درون به جای خودگزی؛ شناسایی شرایط زمانی و مکانی؛ تحلیل و تصمیم درست مبتنی بر تعقل و اتحاد ! همراهی همدلی و یک مسیری و یک تصمیمی تا حصول نتیجه.

    به علاوه تمام موارد بالا اضافه کنیم #متحد باشیم ؛ #عجول و #عصبی نباشیم.

     

    حلقه گمشده و دلیل روزگار نزار حالای کرمانشاه کدام یک است؟

    آیا ما مقصریم؟؟

     

    #سهیلا_یاوری

    فعال مدنی

    ۱۶ اسفند۹۶

    برچسب ها :

    نظرات